امیرصدراامیرصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

امیرصدرا گرمای زندگی ما

صدای خدا

سلام جیگرم خوبی عزیزدلم؟ اوضاعت روبراهه پسرم؟ ایشالا که هست امروز میخوام از صدای خدا برات بگم، صدای دلنشینی که از قلب تو شنیده میشه و همه لذتهای دنیا رو به من میده صدای قلب تو صدای خداست چون نشونه قدرت خداست، نشونه عشق و محبت خدا به بنده هاشه، نشونه لطف خدا به منه که بهم اجازه داد لذت مادر شدن رو بچشم ... اولین بار تو اتاق خانوم دکتر اشرفی (پزشکی که تحت نظرشون هستم) این قشنگ ترین صدای دنیا رو شنیدم، قبلا که میرفتم دکتر میدیدم به بعضی از خانوما میگه برن اون سمت تا صدای قلب نینیشونو  گوش کنه اما من چون هنوز نینیم کوشولوووو بود واسه این کار زود بود تا اینکه یه روز خوب توی 17 هفتگی شما وقتی رفتم تو اتاق، خانوم دکتر گفت بر...
18 دی 1392

سرویس چوب آقا امیرصدرا

سلام خوششششگلم خوبی ناز من؟ مامانی میخوام برات از خرید سیسمونیت بگم، پنجشنبه 10 دی با مامان جون و باباجون رفتیم دلاوران که سرویس چوبتو انتخاب کنیم، میخواستم اول رنگ چوب رو انتخاب کنم تا بعد بقیه وسایلتم باهاشون ست کنم دلم میخواست بابایی هم بیاد که سلیقه جفتمون باشه اما بابایی خیلی سرش شلوغ بود عزیزم و نتونست بیاد. در نهایت پس از کلی گشت و گذار این ست رو که مثل خودت خوشگله انتخاب کردیم، مطمئنم شما هم خیلی خوشت میاد جیگرم. راستی روز بعد هم با بابا دوباره رفتیم و سرویستو بهش نشون دادم، بابای خوش سلیقه هم خیلی خوشش اومد  ایشالا بسلامتی و شادی استفاده کنی پسرم، ایشالا تو تختت خوابای رنگی ببینی و تو کمدت لباسای خوشگلتو بچینی، م...
18 دی 1392

فسقلی مامان چه آروووووووومه

سلام کره مربای من جووووووووونم قربونت برم انقدر آرومی پسرم، امروز 17 دی 92 که دقیقا 22 هفته و 2 روزه که با همیم من تکوناتو یه کوچولو حس میکنم، یه چیزی شبیه ترکیدن حبابه عاشق تکون خوردناتم، وقتی که حرکت میکنی دلم برات ضعف میره مامانی، خدا میدونه ببینمت چقدر ضعف میکنم گاهی بهت میگم مامانی محکممم بزن اما بازم یواش میزنی، بس که مهلبونی دلت نمیاد محکم بزنی؟ راستی بابایی این روزا درگیر تحویل پروپوزالشه، آخه دانشجوی سال دوم دکتراست، میگه میخواد تا قبل به دنیا اومدن شما پروپوزالشو دفاع کنه که شما بیای دیگه نمیشه منم حالم خوبه خداروشکر، چون سر کار هم میام دیگه وقت غذا درست کردن ندارم! اکثرا ناهار و شام خونه باباجون هستیم،...
18 دی 1392
1